تبليغاتX
مصطفی زمانی

مصطفی زمانی

تولدت مبارک عزیزترینم

                نشست خبری فیلم سینمایی آل - www.jalalpic.com

سلام به همه ی طرفداران مصطفی عزیزم

حالتون خوبه این وبلاگ را دیگه می خواهم به روز کنم

با نظراتتون یاریم کنید

راستی تولد مصطفی عزیزم را بهش تبریک می گم

عاشقانه دوستش دارم .

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم خرداد 1389ساعت 15:29  توسط فرشته  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم خرداد 1389ساعت 22:56  توسط فرشته  | 

انتظار

  

 

 

نمی دانم در امتداد این شب ها از چه سخن بگویم

                      به که بگویم

                                              از این دل شکسته خواهم گفت

                                                                ولی تو

                                                کجایی که گوش کنی نازنینم

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 13:53  توسط فرشته  | 

عشق من...........................مصطفی جان

 

در تو،  تورا در دل ، دل را در موقع تپیدن و تپیدن

 را به خاطر تو دوست دارم

من غم را در سکوت ، سکوت را در شب ،  شب را در بستر

و بستر را برای اندیشیدن

 به خاطر تو دوست دارم من بهار را به خاطر شکوفه هایش

 و زندگی را به خاطر زیباییش

و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم من دنیا را به خاطر خدایش

 خدایی که تورا خلق کرد

 دوست دارم...

براي چشمان مهربانت مي نويسم ، حکايت بي انتهاي عشق را

تا بداني ...

محبت و عشق را در چشمان تو آغاز کردم ...

چشمانم را در نگاه مهربانت غرق مي کنم و لبانم ، ذکر عشق را مي سرايد !!

و اکنون ...

الفباي عشق من با تو آغاز شد و بر لوح قلبم ، واژه ي " دوستت دارم " ، حک گرديد .

تنها براي قلب پر مهر تو مي نويسم ...

که اولين عشق بي انتهاي زندگي ام هستي !!

مي خواهم اين بار براي تو بنويسم ...

فارغ از تمام دلتنگيها و تنهاييها ، با کلماتي مملو از عشق و احساس ...

مي خواهم برايت بگويم ...

بگويم که هستم ..

مصطفی جان..................

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 14:25  توسط فرشته  | 

نازنینم می خواهم از تو بنویسم .از تو که در تمام لحظاتم وجود داری!

خنده هایم برای توست با تو بودن مرا شاد می کند و بی تو بودن  مرا گریان !

 تو با من هستی  در حالیکه در کنارم نیستی تو با منی چون در قلب منی !

 قلبم را با دنیا عوض نمی کنم چون در آنی و من تنها تو را دوست دارم که سبزی  مانند بهار لطیفی مانند گل و روانی  همچو دریا

 من تو را می پرستم

     

جان دلم دوست دارم لحظه لحظه با تو بودن را . كنار تو شانه به شانه قدم زدن  تا گل سرخ را

 با تو كوچه هاي بي قراري را دويدن و به خيابان خاطره رسيدن را .

جان دلم دوست دارم آنقدر به انتظارت بمانم كه زير پاي تبدار من اقاقي برويد

دوست دارم  سر روي سينه ام بگذاري و من باز هم با تمام بودنم برايت بسرايم كه نازنين يار دلنوازم

 زندگی بهانه میخواهد  و چه بهانه ای قشنگتر از تو

  

 

     

     

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 14:22  توسط فرشته  | 

برایت میمیرم.............................

دست هایم برایت شعر می نویسد اما

 

  تو هرگز نخواهی خواند

  

 آتش عشق در چشمانم غوطه می زند ولی تو هر

 

  گز نخواهی دید!

   

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 21:50  توسط فرشته  | 

دوستت دارم بازیگر محبوبم ..........................مصطفی عزیزم

 

عاشق                       عاشق تر

نبود در تار و پودش                ديدي گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@@       نبودش        @@@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه ديدار اين خونه

فقط  خوابه ، تو كه رفتي هواي  خونه تب داره  ،  داره  از درو ديوارش غم

عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ،  بيا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش

حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و  گنجشك  كلاغاي

سياه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابيده  توي  دنياي خاموشي  ،   ديگه  ساعت رو

طاقچه شده كارش فراموشي  ،  شده كارش فراموشي  ،  ديگه  بارون  نمي

باره  اگر چه  ابر سياه  ،  تو كه  نيستي  توي  اين خونه ،   ديگه  آشفته

بازاريست  ،  تموم  گل ها  خشكيدن مثل خار بيابون ها ،  ديگه  از

رنگ  و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت

گفتيموسفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو

به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري

گفتم كه تو مي دوني،سرخاك

تو مي   ميرم ،   ولي

 تا لحظه   مردن

نمي گيرم  

دل از 

تو 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 21:48  توسط فرشته  | 

مصطفی جان به انتظارت هستم گرچه نخواهی آمد

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 21:47  توسط فرشته  | 

تنهایم بدون تو

 

تنها


آرزو می کنم ، چند لحظه ای جای من باشی!
 
 دلت ، دل من باشد...
 
 چشمانت ، چشمان من باشد...
 
روحت ، روح من باشد ...
 
 تمام وجودت از من باشد!
 
آنگاه خواهی دید  چقدر برای رسیدن به تو بی قراری می کنم!
 
خواهی دید شبها  و روزها از دوری ات اشک می ریزم!
 
و احساس خواهی کرد چقدر تو را دوست دارم!
 
گاه آرزو میکنم ، دوباره تو را در کنار خودم ببینم ، در چشمانت نگاه کنم و
 
بگویم این رسم عاشقیست؟
 
آنگاه که دلم به درد می آید و به یاد خاطرات شیرین با هم بودنمان اشک میریزم آرزو
 
میکنم یک بی وفا مثل خودت به زندگی ات بیاید و قلبت را زیر پا بگذارد تا بفهمی من چه
 
دردی در سینه ام دارم!

آن هم دوری توست

مصطفی جان

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 19:47  توسط فرشته  |