تولدت مبارک عزیزترینم
سلام به همه ی طرفداران مصطفی عزیزم
حالتون خوبه این وبلاگ را دیگه می خواهم به روز کنم
با نظراتتون یاریم کنید
راستی تولد مصطفی عزیزم را بهش تبریک می گم
عاشقانه دوستش دارم .
سلام به همه ی طرفداران مصطفی عزیزم
حالتون خوبه این وبلاگ را دیگه می خواهم به روز کنم
با نظراتتون یاریم کنید
راستی تولد مصطفی عزیزم را بهش تبریک می گم
عاشقانه دوستش دارم .
.jpg)
نمی دانم در امتداد این شب ها از چه سخن بگویم
به که بگویم
از این دل شکسته خواهم گفت
ولی تو
کجایی که گوش کنی نازنینم
در تو، تورا در دل ، دل را در موقع تپیدن و تپیدن
را به خاطر تو دوست دارم
من غم را در سکوت ، سکوت را در شب ، شب را در بستر
و بستر را برای اندیشیدن
به خاطر تو دوست دارم من بهار را به خاطر شکوفه هایش
و زندگی را به خاطر زیباییش
و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم من دنیا را به خاطر خدایش
خدایی که تورا خلق کرد
دوست دارم...
براي چشمان مهربانت مي نويسم ، حکايت بي انتهاي عشق را
تا بداني ...
محبت و عشق را در چشمان تو آغاز کردم ...
چشمانم را در نگاه مهربانت غرق مي کنم و لبانم ، ذکر عشق را مي سرايد !!
و اکنون ...
الفباي عشق من با تو آغاز شد و بر لوح قلبم ، واژه ي " دوستت دارم " ، حک گرديد .
تنها براي قلب پر مهر تو مي نويسم ...
که اولين عشق بي انتهاي زندگي ام هستي !!
مي خواهم اين بار براي تو بنويسم ...
فارغ از تمام دلتنگيها و تنهاييها ، با کلماتي مملو از عشق و احساس ...
مي خواهم برايت بگويم ...
بگويم که هستم ..
مصطفی جان..................
خنده هایم برای توست با تو بودن مرا شاد می کند و بی تو بودن مرا گریان !
تو با من هستی در حالیکه در کنارم نیستی تو با منی چون در قلب منی !
قلبم را با دنیا عوض نمی کنم چون در آنی و من تنها تو را دوست دارم که سبزی مانند بهار لطیفی مانند گل و روانی همچو دریا
من تو را می پرستم
جان دلم دوست دارم لحظه لحظه با تو بودن را . كنار تو شانه به شانه قدم زدن تا گل سرخ را
با تو كوچه هاي بي قراري را دويدن و به خيابان خاطره رسيدن را .
جان دلم دوست دارم آنقدر به انتظارت بمانم كه زير پاي تبدار من اقاقي برويد
دوست دارم سر روي سينه ام بگذاري و من باز هم با تمام بودنم برايت بسرايم كه نازنين يار دلنوازم
زندگی بهانه میخواهد و چه بهانه ای قشنگتر از تو
تو هرگز نخواهی خواند
آتش عشق در چشمانم غوطه می زند ولی تو هر
گز نخواهی دید!

عاشق
عاشق تر
نبود در تار و پودش ديدي گفت عاشقه عاشق
@@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@@
امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه ديدار اين خونه
فقط خوابه ، تو كه رفتي هواي خونه تب داره ، داره از درو ديوارش غم
عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ، بيا بر گرد تا ازعشقت
نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش
حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و گنجشك كلاغاي
سياه پوشن ، چراغ خونه خوابيده توي دنياي خاموشي ، ديگه ساعت رو
طاقچه شده كارش فراموشي ، شده كارش فراموشي ، ديگه بارون نمي
باره اگر چه ابر سياه ، تو كه نيستي توي اين خونه ، ديگه آشفته
بازاريست ، تموم گل ها خشكيدن مثل خار بيابون ها ، ديگه از
رنگ و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت
گفتيموسفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم
گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو
به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري
گفتم كه تو مي دوني،سرخاك
تو مي ميرم ، ولي
تا لحظه مردن
نمي گيرم 
دل از 
تو 





مصطفی جان به انتظارت هستم گرچه نخواهی آمد

آن هم دوری توست
مصطفی جان